|
ی 45 ی ی ییی ی: ʡ ی ی ی ی! ۳ ۱۳۸۵ : ۳۱ , ۲۲ |
|
ی 45 ی ی ییی ی: ʡ ی ی ی ی! ۳ ۱۳۸۵ : ۳۱ , ۲۲ |
يه خروسه با زنش داشتند از جلوي يه مغازه مرغ فروشي رد ميشدند خروسه به مرغه مي گه:خانوم مي خوام تو خونه اين طوري برام بگردي.
نمیدونم
1 بار 1 تركه ادعاي پيامبري ميكنه بهش ميگن خوب اسم كتابت چيه ميگه كتاب ندارم جزوه ميدم بنويسيد.
کرد
يك روزي سر يه كرد ميخ ميره ميربرنش دكتر ، دكتر هر كاري مي منه در بياره نمي تونه آخرش كرده ميگه كجش كن همان جا بمونه
رشتی با بخار
رشتيه با زنش دعواش ميشه و بدبخت خانم رو يك كتك مفصل ميزنه. فردا از شهرباني ميان، به جرم خسارت به اموال عمومي ميندازنش زندان!!
خاطره
به تركه ميگن انقدر جوك در موردتون ساختن ناراحت نميشي تركه ميگه نه همش خاطرس
سفر نامه
مردي از سفر خود به آلمان تعريف کرد. گفت دختر زيبايي به من نزديک شد و از من پرسيد: نام تو چيست؟ گفتم نصرالله . گفت کنيه ات چيست ؟گفتم شمس الله. گفت در دستت چيست؟ گفتم کتاب الله. گفت کجا ميروي؟ گفتم : بيت الله. گفتم نام تو چيست؟ گفت: سيندرلا. گفتم دمي از پشت : گفت استغفرالله. گفتم دمي از پيش گفت : بسم ا... . ما هم آنچنان ميخ را کوفتيم که گفت: اشهد ان لا.....
توهم
يه روز يه رشتيه اكس ميندازه بالا وشب ميرن خونه وميگه چه توهومي خانوم با كسي نخوابيده
قیمت
زن اصفهاني يه پسر بچه اش را دم بالکن نشونده بود و قربون و صدقه اش مي رفت. دست به الت بچه ميذاشته و ميگفته ...اين قوقولش سيصد تومن. اون قوقولشم چارصد تومن. اين يکي شم پونصد تومن.....مرد رند اصفهاني که داشته از زير پنجره مي گذشته رو به زنه ميگه : ببخشين آباجي ...شوما که قيمت دستتونه ميشه يه قيمتي هم رو معامله ما بزارين؟
گنجشک آبادانی
روزي عقابي خسته داشت پرواز ميكرد كه ناگهان گنجشك آباداني ميرود طرفش ميگه كاكاوسعت پرحال ميكني عقابه ميگه بروحوصلتوندندارم گنجشكه بازم پيله ميكنه ميگه كاكاوسعت بالهروحال ميكني عقابه بازم ميگه بروحوصلتوندارم وگرنه ميام يه كاري ميكنم پرات بريزه گنجشكه ميگه مردي بيا عقابه ميره طرف گنجشكه پرشو ميروزنه گنجشكه در حال افتادان ميگه ميگه كاكاهيكل حال ميكني
خاستگاری
يك نفر ميره خواستگاري.بعد دوستش ازش مي پرسه نتيجه چي شد.ميگه پنجاه پنجاه.اون و پدر و مادرش موافق نيستن . منو پدر و مادرم موافقيم!
جوک رشتی
يه رشتي ميره پيش دكتر ميگه اي دكتر علاجي كن من چهارفرزند دارمديگه نميخواهم بچه دار بشم دكتر دستور ميده اقا از كاندوم استفاده كه رشتي جواب ميده اقاي دكتر اولي كاندوم استفاده كردم ولي خانم حامله شد دكتر مي گويد به خانمت بگو اي يو دي بزاره مي گويد اي دكتر دومي را اي يو دي گذاشت ولي باز حامله شد دكتر ميگه خوب بگو قرص ضد حاملگي بخوره گفت خورد ولي بازم حامله شد دكتر گفت با با ديگه نكن رشتيه ميگه بابا اخريرو هم ما نكرديم و حامله شد.
رشتی
یه روز یك رشتی جلوی در خونشون وایستاده بود یك نفر با تفنگ میاد میگه زود باش بگوخواهرت كجاست رشتی هول میكنه میگه اون بالا یارو میره بالا بد از نیم ساعت دیگه با خنده میاد به رشتی میگه خاك تو سرت تفنگم الكی بود گولت زده بودم رشتی میگه منم گولت زدم آنی كه اون بالا بود خواهرم نبود مادرم بود
رشتی
مراحل عشق
1: ديدار 2: قرار 3: بذار 4: فشار 5: درآر
6: فرار ... به اميد ديدار!
يه روز يه بچه كونی كمرش درد مي كنه ميره دكتر دكتر ميگه: برو زير دوش آب گرم كمرتو به اطراف بچرخونو بشمار 1 (چپ)2 (جلو)3 (راست)4(عقب) وقتي كمرشو ميده عقب شير آب ميره تو كونش خوشش مياد ميگه: 1و2و3 رو ولش فقط ، فقط ۴
تركه سوار اتوبوس ميشه بغلش يه زن ميشينه زنه ميشينه رو كت تركه .-.تركه به زنه ميگه خانوم كونتون رو از رو كتم برداريد زنه ميگه بي تربيت بگو باسن بعد از 5 دقيقه دوباره زنه كونش رو ميذاره رو كت تركه ، تركه 5 دقيقه با خودش كلنجار ميره يادش نمياد كه زنه چي بهش گفت رو ميكنه به زنه ميگه خانوم ببخشيد اسم كونتون چي بود؟؟؟
قزوينه بد جور تو کف بوده خلاصه ديگه طاقت نمياره و اولين بچه ايي که ميبينه ميکشه توي کوچه و شروع ميکنه يه کم ميگذره ميبينه بچه داره گريه زاري ميکنه باخودش ميگه يه کم باهاش حرف بزنم ساکت شه خلاصه ميپرسه پسرجون تو کجا زندگي ميکني؟ بچه ميگه توي اين کوچه. يارو ميگه کدوم خونه؟ پسره ميگه پلاک 8. يارو ميگه کدوم طبقه؟ پسره ميگه طبقه دوم. يه دفعه يارو بچهه رو برميگردونه ميگه: بابا جواد تويي؟ چرا مدرسه نرفتي؟!
قزوينيه شب عروسيش بوده خانومو تيريپ love ميبره پشت بوم و مثل آدم!!! شروع به كار ميكنه ... خانومه كه حسابي بهش حال ميداده ميگه: به به چه ستاره هايقشنگي... يه دفعه قزوينيه ميگه : ببم جان امشب قشنگ ستاره هارو بشمر كه از فردا بايد گل هاي قالي رو بشمري....
ترکه داشته با دوست دخترش sex ميکرده.دوست دخترش ميگه بابا يه کم حرفاي کثيف بزن حال کنيم.ترکه ميگه ريدم تو دهنت
طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دومادوعروس هم ميرن تو حجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وا، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم
زنه ميره پارچه فروشي خريد ميكنه، بعد به فروشنده ميگه: چقدر ميشه؟! يارو ميگه:خانم شما نميخواد پول بدين، بجاش يه دور از جلو به من بدين! زنه ميگه: حاجآقا اينجوري كه خيلي گرون ميشه! اگه ميخواين من يه دور از عقب بهتون ميدم! يارو ميگه: نه خانم اين كه خيلي كمه! به جون بچههام ايني كه شما ميگيد قيمت خريدشه
يارو داشته سخراني مي كرده مي گه:اين چه وضعيه دختران دارند مانتوها كوتاه ! كمرا تنگ ! شلوارا كوتاه! رو سينه ها بازيهو يكي داد مي زنه ،حاج آقااومدي اشكمونو در بياري ياآبمونو؟
تركه ميره عربستان، يه روز براش يه كار خير پيش مياد(!) ميخواد يه كاندوم بخره، ولي يك كلوم هم عربي بلد نبوده. خلاصه ميره داروخونه، كيرش رو در مياره ميگذاره رو ميز، پولم در مياره ميذاره كنارش. عربه هم فكر ميكنه شرط بنديه، كيرش رو ميندازه رو ميز و پولا رو برميداره!
قزوينی داشته ترتيب يه بچه رو میداده. بچه هم كه اون زير خيلی بهش سخت میگذشته داد میزده: كمك.... كمك.... قزوينی شاكی میشه میگه: ببم جان اولا كه از كمك خبری نيست دوما اگه كمك هم بياد كمك من مياد نه كمك تو!
يه تركه میره پيش دكتر و میگه: آقای دكتر، اگه نمیخندی من مشكلمو برات بگم. خلاصه دكتره هم كلی مرام ميزاره كه: اين چه حرفيه آقا، دكتر محرم مردمه و از اين صحبتها. خلاصه يارو رو راضی میكنه كه مشكلشو بگه. تركه هم میگه: من يكی از تخمام بزرگتر از اون يكيه. بعد هم دست میكنه تو شلوارش و يه تخم اندازه توپ بسكتبال میزاره روی ميز دكتره تا چشمش به تخم يارو میافته میزنه زير خنده. تركه هم شاكی میشه و میگه: حالا كه خنديدی اون بزرگه رو نشونت نمیدم!
عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد
love is wide ocean that joins two shores
##############*##############
زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
##############*##############
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود
love is something silent , but it can be louder than onything when it talks
##############*##############
عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني
love is when you find yourself spending every wish on him
##############*##############
عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند
love is flower that is made to bloom by two gardeners
##############*##############
عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد
love is like a flower which blossoms whit trust
##############*##############
عشق يعني ترس از دست دادن تو
love is afraid of losing you
##############*##############
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
no matter what the question is love is the answer
##############*##############
وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
##############*##############
زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند
love is the one thing that still stands when all else has fallen
##############*##############
عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
##############*##############
عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد
love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times
|
نيکی و بدی...
روزی دريک مراسم همسرايی, تصوير کامل مسيح را در چهرة يکی از جوانان همسرا يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هايی برداشت.سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچی هنوز برای يهودا مدل مناسبی پيدا نکرده بود. کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی ديواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا کليسا بياورند , چون ديگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهميد چه خبر است به کليسا آوردند, دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچی از خطوط بی تقوايی, گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند, نسخه برداری کرد. وقتی کارش تمام شد گدا, که ديگر مستی کمی از سرش پريده بود, چشمهايش را باز کرد و نقاشی پيش رويش را ديد, و با آميزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچی شگفت زده پرسيد: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل, پيش از آنکه همه چيزم را از دست بدهم. موقعی که در يک گروه همسرايی آواز می خواندم , زندگی پراز روًيايی داشتم, هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عيسی بشوم!." ”می توان گفت: نيکی و بدی دورروي يك سكه هستند ؛ همه چيز به اين بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگيرند.” |
|
آنجلينا جولي نام : آنجلينا جولي ويت . لقب: آنجي ، زن گربه اي . قد: 173 سانتيمتر پس از جدايي والدينش مادرش سرپرستي او را به عهده گرفت . پيش از آنکه براي هميشه در نيويورک ساکن شود به همراه مادر و برادرش به شهرهاي مختلف از جمله لندن نيويورک و لس آنجلس سفر کرده و در ضمن اين مسافرت ها به عنوان يک مدل حرفه اي در شوها شرکت مي کرد . پس از اقامت در نيويورک وارد آموزشگاه تئاتر لي استارزبرگ و پس از آن دانشگاه نيويورک شد .در همين هنگام بازي در تئاتر را به صورت حرفه اي آغاز کرد . اين هنرپيشه نوپا به زودي اولين فيلم سينمايي خود را با ايفاي نقش کوچکي در سال 1993 در فيلم Cyborg2 آغاز کرد و به دنبال آن در سال 1995 با بازي در Hacker ها توانست نشان دهد که قابليت هاي هنري فراواني در او وجود دارد .
با بازي در فيلم Train spotting ساخته جاني لي ميلJonny Lee Miller او رسما" به عنوان يک هنرپيشه هاليوود شناخته شد و همين فيلم نيز سبب آشنايي وي با ميلر و ازدواج کوتاه مدت آنها شد . پس از مدتي حضور در فيلم هاي متوسط سر انجام جولي توانست با بازي در نقش همسر جورج والاس (Georg Wallace) در فيلم سينمايي تلويزيوني با همين نام در سال 1997 جايزه جهاني گلدن گلاب را ببرد . با بازي در نقش اول فيلم گيا Gia ساخته شرکت HOB و نامزدي اسکار به عنوان بهترين نقش اول زن جولي تبديل به يک سوپر استار در دنياي هاليوود شد . به زودي با شرکت در برنامه هاي تلويزيوني و مطبوعات پاسخگوي جزئي ترين مسائل زندگي اش از خالکوبي هاي بدنش گرفته تا موضوعاتي در مورد پدر معروفش و حتي ازدواج کوتاه مدتش شد . در سال 1998 در فيلم بازي با دل Playing by Heart در کنار کادر حرفهاي اعم از شون کانري Sean connery- جينا رولندزGena Rowlands - آنتوني ادوارد Anthony Edwards– جيليان اندرسونGillian Anderson – رايان فيليپRyan Philippe و مبدلاين استوMadeline Stowe بود حضور يافت. يکسال بعد با بازي در Pushing tin ساخته مايک نيوال Mike Newell باز هم نام او در کنار بزرگاني همچون جان کوزاکJohn Cusack – بيلي باب تورنتونBilly Bob Thornton – و کيت بلانشتCate Blanchett قرار گرفت. گر چه فيلم به موفقيت مالي و هنري دست نيافت اما سبب نشد که به نام هنري و حرفه اي جولي که توانسته بود در مدت زمان کوتاهي به آن دست يابد حتي کوچکترين صدمه اي وارد شود. در سال 2000 براي بهترين نقش مکمل در فيلم دختر از هم گسيخته Girl Interrupted و بازي در نقش يک بيمار روحي بالاخره توانست جايزه اسکار را از آن خود کند. يکسال بعد آنجلينا زندگي مشترک خود با بيلي باب تورنتون را شروع کرد . در سال 2000 وي به عنوان بانوي صحنه ها برنده جايزه miss world شد اما آن را نپذيرفت . آنجلينا در فيلم هاي فراواني به ايفاي نقش پرداخته است که از جمله ي آنها مي توان به فيلم جنايي سرقت در شصت ثانيه Gone in sixty seconds اشاره کرد .او در اين فيلم در نقش يک سارق اتومبيل همبازي هنرپيشه ي صاحب نامي همچون نيکلاس کيج است. اگر چه جايزه بانوي شايسته 2000 را نپذيرفت اما در سال 2001 هنگامي که در مهاجم مقبره Tomb Raider و در نقش لارا کرافت Lara Craft که اقتباسي از سري بازي هاي ويدئويي بود ظاهر شد ديگر نمي توانست از قبول اين جايزه امتناع کند .. پس از درخشش در مهاجم مقبره:گهوارهي زندگي(Tomb Raider: Cradle of life2003) به عنوان بهترين هنر پيشه از سوي بينندگان انتخاب شد . فيلم زندگي يا چيزي شبيه به آن (Life or something like it 2002) که يک داستان کمدي رمانتيک بود نيز از سوي منتقدان و بينندگان به عنوان يکي از بهترين نقش هاي آنجلينا پذيرفته شد . در هجدهم جولاي سال 2002 آنجلينا و بيلي باب تورنتون خواستار جدايي از يکديگر شده و ادعا کردند که داراييشان تا بعد از به فرزندي پذيرفتن کودکي ديگر به هم تعلق نخواهد داشت. اما اين تصميم شتابزده ي آنها عملي نگشت . در سال 2003 پس از اين اتفاقات آنجلينا در نقش يک دختر ثروتمند در فيلم Beyond Bordres ظاهر شد . اما سال 2004 به دليل حضور او در فيلم هاي اسکندر بزرگ Alexander the great ساخته ي اليور استون Oliver Stone در نقش مادر اسکندر مقدوني با بازي کولين فارل Colin Farrell و نيز همبازي شدن با برنده ي جايزه ي اسکار جينت پالترو Gwyneth Paltrow در کاپيتان اسکاي : دنياي فردا Sky captain: The world of tomorrow و هم چنين فيلم گرفتن جانها Taking Lives و بازي در نقش افسرارشد FBI سال بسيار پر ثمري را گذراند. سرانجام جولي سال 2004 را با قرض دادن صدايش به شرکت انيميشن سازي Dream Work در فيلم داستان کوسه Sharks tale به پايان رساند . جولي بازيگر 30 ساله هاليود 2 فرزند خوانده دارد. او مادوكس چهار ساله را از كامبوج و زاهارا يك ساله را از اتيوپي به فرزند خواندگي پذيرفت ؛ براد پيت نيز به طور قانوني پدر خوانده آن ها محسوب مي شود
کارنامه ي هنري آنجلينا جولي
فهماندن نقشه (2006) (Atlas Shrugged) چوپان خوب (2006) (The Good Shepherd) Mr. and Mrs. Smith (2005) آقا و خانم اسميت Alexander (2004) اسکندر Shark Tale (2004) داستان کوسه Sky Captain and the World of Tomorrow (2004) فرمانده آسمانها Taking Lives (2004) Beyond Borders (2003) Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life (2003) تامب ريدر 2 Life or Something Like It (2002) زندگي و چيزي شبيه آن Lara Croft: Tomb Raider (2001) تامب ريدر Original Sin (2001) گناه کبيره Gone in 60 Seconds (2000) سرقت در 60 ثانيه The Bone Collector (1999) کلکسيونر استخوان Girl, Interrupted (1999) دختر از هم گسيخته Hell's Kitchen (1999) Playing By Heart (1999) بازي با قلب Pushing Tin (1999) Gia (1998) جيا Hell's Kitchen (1998) George Wallace (1997) جرج والاس Playing God (1997) Foxfire (1996)] Love Is All There Is (1996) Mojave Moon (1996) Hackers (1995) هکر ها Without Evidence (1995) |
برد پيت نام اصلی : /Willam Bradly pitt وزن / 72kg قد : .183cm در سال 1991 قرار بود ويليامبالدوين در نقش جي.دي در در سالهاي بعد فيلم"جاني سود" به کارگرداني تام سيسيليو و"تماس" در کنار اليزابن مک گاون و نيمه انيميشن "دنياي جالب" اعتبار زيادي را براي او کسب نکرد ولي با درخشش در فيلم "رودخانه به آنطرف مي رود به کارگرداني رابرت ردرفورد در نقش يک جوان ماهيگير و ماجرا جو به اوج رسيد.
در اين فيلم اختلافات عميقي بين دو هنرپيشه اصلي فيلم وجود داشت. خلق و قوي و رفتار خونسرد و بي تفاوت برد پيت با شيوه قانونمند و وسواسي تام کروز که در تضاد و کشمکش بود و اين دو بازيگر همانگونه که در فيبم با هم روبرو مي شدند در پشت صحنه نيز با هم اختلاف داشتند. مشکلات ديگر بخاطر رقابت دو بازيگر بود. ضمن اينکه گفته مي شود که تام کروز کفشهايي با پاشنه بلند بر پاي داشت تا هم قد حريف 183 سانتيمتري خود شود. مشکل ديگر اين فيلم بخاطر انتقلدلت نويسنده فيلم(رايس) بود که از انتخاب بازيگران ناراضي بود و بيان مي کرد که انتخاب تام کروز و برد پيت در کنار هم همانند بازي گرفتن از هاک بري فينو تام ساير در مقابل هم است . البته بعد ها خود رايس از فيلم دفاع کرد. بردپيت نيز از مشکلات بوجود آمده در پشت صحنه بسيار ناراحت بود و دايما خود را ملامت مي کرد. او اظهار کرد که اين مشکلات نتيجه روش اشتباه خود او بوده است. او گفت که به تام کروز احترام مي گذارد و بيشتر تنشها هم بخاطر شخصيتهايي بوده که آنها ايفاگر آن بودند. با تمام اين مشکلات اين فيلم يک موفقيت چشم گير براي برد پيت بودو بسياري از منتقدان قدرت فيلم را در بازي بدون نقص برد پيت بيان کردند. سال 1994 برد پيت با بازي در ملودرام "افسانه هاي خزان"در کنار آنتوني هاپکينز در نقش يک قهرمان رمانتيک با موهاي طلايي بلند که علاقه ي زيادي به انجام حرکات خود خواهانه و فداکادانه دارد، به اوج رسيد. برد پيت بعد از اين فيلم اعلام کرد که در اين فيلم آنقدر از آنتوني هاپکينز تجربه کسب کرده است که او را استاد مسلم خود مي داند. او بعد از اين فيلم در نقش يک کاراگاه جوان و خونسرد که درگير پرونده قتلهاي زنجيره اي است، در فيلم "هفت" ظاهر شد و با بازي قابل قبول در کنار ستاره اي همچون کوين اسپيسي به محبوبيت خود افزود. فيلم هفت توانست دوباره توجه همگان را به برد پيت جلب کند و بار ديگر مهارت خود را در بازيگري به اثبات رساند. همچنين اين فيلم باعث آشنايي او با بازيگر هم تايش يعني گووينت پالترو که در آن زمان بازيگر گمنامي بود، شد. آنها که دو سال و نيم با هم رابطه داشتند و همگان آنها را به عنوانيک زوج عالي هاليوودي قلمداد مي کردند در سال 1997 درست بعد از گذشتن 7 ماه از نامزديشان به دليل نامعلومي از هم جدا شدند. در همان سال برد پيت در نقش يک بيمار رواني در تريلر روانشناختي تريگيليام يعني فيلم "دوازده ميمون" ظاهر شد و جايزه گلدن کلاپ را براي بهترين بازيگر نقش دوم را از آن خود کرد. سپس در فيلم "خوابگردها" در کنار بازيگراني چون رابرت دنيرو و ئاستين هافمن ظاهر شد و سپس در فيلم "متعلق به شيطان" در کنار هريسون فورد بازي کرد. برد پيت در سال 1997 به آرژانتين رفت تا در پروژه بلند مدت "هفت سال در تبت" ظاهر شود که بعدا اين فيلم با نقدها . اظهارنظرهاي عجيبي همراه شد. برد درسال 1999 پس از يک غيبت کوتاه از هاليوود بار ديگر با کارگردان موفق هاليوود يعني
|
لازم به ذكر است برد پيت اكتبر 2004 پس از چهار سال و نيم زندگي مشترك با جنيفرانيستون از وي جدا شد و با جولي ازدواج كرد که حاصل اين ازدواج دختر کوچولوئيست که در عکسهاي زير ميبينيد...